تبليغاتX
یادداشت های یک متهم فراری

یادداشت های یک متهم فراری


غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو كرد همین كه عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت، تو غریبی


نيا ميكشنت
بی چون و چرا ، چون و چرا ميكشنت

مانند تمام اوليا ميكشنت

ما از سر تفريح دعا ميخوانيم

اينجا خبري نيست نيا ميكشنت

 

 

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/10/15 ׀ موضوع: ׀

مرجع سبز
سرانجام ما ایرانیان سبز مرجع تقلید فاضل ، شجاع ،‌عدالت جو و آزاده مان را يافتيم از اين پس حضرت آيت الله العظمي صانعي مرجع تقليد ما ايرانيان خواهد بود؛ باشد كه هتاكان به ساحت مقدسش رسواي دو عالم گردند.

 

 

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: دوشنبه 1388/10/14 ׀ موضوع: ׀

مقام معظم رهبری تبریک میگویم اين آتشي كه به پا كرديد را...

قلم چرخید و فرمان را گرفتند

 ورق برگشت و ایران را گرفتند

 به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات

 توجه کرده، کیهان را گرفتند

 چپ و مذهب گره خوردند و شیخان

 شبانه جای شاهان را گرفتند

 همه ازحجره ها بیرون خزیدند

 به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

 گرفتند و گرفتن کارشان شد

هرآنچه خواستند آن را گرفتند

 به هر انگیزه و با هر بهان...ه

مسلمان، نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابی، بد لباسی

 زنان را نیز، مردان را گرفتند


چه کینه توزانه مجسمه ی میدان مادر اثر بي نظير زهرا رهنورد را برداشتند این است اسلام ناب محمدی؟ که در آن کینه حرف اول را میزند مقام معظم رهبری تبریک میگویم به خاطر نقش آفرینیتان در این بازی ها کجایید خبری از شما نیست به عنوان مثلا رهبر حرفی ، سخني ، كلامي ... آيا حس نميكنيد وقت آن رسيده به اين بازيها پايان دهيد به قول رئيس جمهورتان من از شما تعجب ميكنم

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/10/13 ׀ موضوع: ׀

آیا میدانید چرا؟
آیا میدانید چرا در روز عاشورا سپاه یزید با سم اسبان بر روی بدن ها می تاختند؟

چون آن زمان هنوز ماشین نیروی انتظامی ساخته نشده بود.


سلام وارث تنهای بی‌نشانی‌ها!
خدای بیت غزل‌های آسمانی‌ها


نیامدی و کهنسال‌هایمان مُردند
در آستانهٔ مرگ‌اند نوجوانی‌ها

چقدر تهمتِ ناجور بارمان کردند
چقدر طعنه که: «دیوانه‌ها! روانی‌ها!

کسی برای نجات شما نمی‌آید
کسی نمی‌رسد از پشتِ نُدبه‌خوانی‌ها»

مسیحِ آمدنی! سوشیانس! ای موعود!
تو ـ هر که هستی از آن‌سوی مهربانی‌ها!

بگو به حرف بیایند مردگانِ سکوت
زبان شوند و بگویند بی‌زبانی‌ها

هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند و هنوز
تهی است کوچه از آوازِ شادمانی‌ها

و زرد می‌شوند و دانه‌دانه می‌افتند
کنار پنجره‌ها برگِ شمعدانی‌ها

اللهم عجل لولیک الفرج

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: شنبه 1388/10/12 ׀ موضوع: ׀

دلم گرفته آسمون...

تو که در باور مهتابی عشق

 

رنگ دریا داری

 

فکر امروزت باش

 

به کجا می نگری

 

زندگی ثانیه ایست

 

وسعت ثانیه را می فهمی

 

می شود مثل نسیم

 

بال در بال چکاوک

 

بوسه بر قلب شقایق بزنیم

 

بودنت تنها نیست

 

تو خدا را داری

 

و من آرامش چشمان تو را ...


دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم...

چه بارون خوشگلی میاد ،عاشق بارونم بري زيرش دستاتو باز كني صورتتو بگيري رو به آسمون و دعا كني چه لحظه ي قشنگيه وقتي ميگي خدايا سلام.

 

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/10/10 ׀ موضوع: ׀

آیت اللهی که مردم را بزغاله نامید

به سوالات زیر پاسخ داده و منتظر روزهای بعد باشید.

 

سووال اول: با توجه به اینکه وزیر اطلاعات گفته است: "منافقین در ترور خواهرزاده موسوی دست داشتند." از کجا می فهمیم که این گفته مقرون به صحت است؟

گزینه اول: از اینجا که منافقین ده سال است موفق نشدند در ایران هیچ عملیات تروریستی انجام دهند، پس قطعا کار آنهاست.

گزینه دوم: از اینجا که منافقین اگر آب بخورند، وزارت اطلاعات آنها را تا هفت پشت دستگیر و مجازات می کند، ولی اگر ترور بکنند، هیچ کاری نمی تواند بکند.

گزینه سوم: از اینجا که شوهرخواهر آیت الله خامنه ای ده سال عضو سازمان مجاهدین خلق بوده، و همین آیت الله دستور کشتن علی موسوی را داده است، بنابراین مجاهدین خلق بطور غیرمستقیم در ترور دست داشتند.

گزینه چهارم: از اینجا که بقیه افرادی که کشته شده اند، توسط نیروهای امنیتی حکومت کشته شده اند، پس طبیعی است که چون همه توسط حکومت کشته شده اند، پس این یکی توسط منافقین کشته شده باشند.

 

سووال دوم: در جمله "فرمانده ناجا گفته است خودرویی که روز عاشورا با مردم تصادف کرد، دزدیده شده بود." فاعل چه عملی انجام داده است؟

گزینه اول: ما را پپه گیر آورده است.

گزینه دوم: مردم را اسگل فرض کرده است.

گزینه سوم: فکر کرده مردم بکلی مشنگ شده اند.

گزینه چهارم: اصلا فکر نکرده، وگرنه آدمی که فکر کند چنین حرفی نمی زند.

 

سووال سوم: با توجه به کشته شدن 37 نفر و دستگیری هزار نفر و زخمی شدن صدها نفر در روز عاشورا، آیت الله علم الهدی در سخنرانی خود گفت " جنگ نرم فضای کشور را فراگرفته است." اگر روز عاشورای تهران جنگ نرم باشد، یک جنگ نرم دیگر را نام ببرید؟

گزینه اول: بمباران هیروشیما

گزینه دوم: جنگ دوم جهانی

گزینه سوم: حمله یزید به امام حسین که تلفاتش در همین حدود بود

گزینه چهارم: جنگ های صلیبی

گزینه پنجم: هر چهار پاسخ صحیح است.

 

سووال چهارم: با توجه به اینکه آیت الله خامنه ای گفته است " اگر عده ای سست عنصری نشان نمی دادند، وضع کشور خیلی بهتر بود." منظور ایشان از وضع بهتر شامل کدام گزینه است؟

گزینه اول: هزار نفر کشته و صد هزار نفر زندانی می شدند.

گزینه دوم: صد و یک هزار نفر زندانی می شدند.

گزینه سوم: صد هزار نفر کشته و هزار نفر زندانی می شدند.

گزینه چهارم: کلا هفتاد درصد جمعیت کشور کم می شد.

 

سووال پنجم: شخصی به نام علم الهدی معترضان را بزغاله و گوساله خواند. شغل شخص مذکور را حدس بزنید؟

گزینه اول: چوبدار، فروشنده گاو و گوسفند.

گزینه دوم: سبزی فروش در چاله میدان.

گزینه سوم: باجگیر خیابان ستارخان.

گزینه چهارم: آیت الله علم الهدی امام جمعه و نماینده ولی فقیه در مشهد.

 

سووال ششم: آیت الله مکارم شیرازی پرسید: "آیا عقل اجازه می دهد دشمن را شاد کنیم؟" با انتخاب خودتان این جمله را کامل کنید: "آیا عقل اجازه می دهد....."

گزینه اول: آیا عقل اجازه می دهد احمدی نژاد رئیس جمهور بماند؟

گزینه دوم: آیا عقل اجازه می دهد، عقل مان را بدهیم دست شادی و غمگین شدن دشمن؟

گزینه سوم: آیا عقل اجازه می دهد، که مردم را وسط خیابان بکشیم؟

گزینه چهارم: اگر عقل اجازه می داد که اینجا نبودیم؟

ابراهیم نبوی

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/10/10 ׀ موضوع: ׀

ننگ ما ننگ ما صدا و سيماي ما...
آقای ضرغامی چطور چند سطل آشغال آتش زده را که پشت آن از گازهای اشک آور پناه میگیرند دیدی ولی شب عاشورا سگان وحشی را که درب حسینیه جماران اماممان را شکستند ، شيشه هايش را خرد كردند ، عزاداران را با چوب و چماق خونين كردند ، به سيد مظلوم حمله كرده و عمامه از سرش كندند نديدي؟

آي مردم آيا شما چشم چرانتر از عوامل صدا و سيماي ضرغامي ديده ايد؟ از ميان خيل عظيم اعتراض كنندگان تنها به شكار آن معدود ولنگارها ميرود ؛ آقاي ضرغامي شما را چه شده كه در جمهوري اسلامي زنان محجبه و انقلابي لايق دوربين هايتان نيستند؟

*زمانی فقط سر جسد را برای جایزه میدزدیدند

امروز همه جسد را

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/10/08 ׀ موضوع: ׀

مرگ بر احمدی نژاد مرگ بر یزیدیان
اماما آنان كه ديروز از اهانت به عكس تو خشمگين شدند و به خيابانها ريختند و سبزهارا مزدور و منافق خواندند امروز به حسينيه ي تو ريختند و درهايش را شكستند و  بر سر بيتت خراب كردند اين عمر و عاص ها و  يزيد هاي زمانه سنگ تو و آرمانهايت را به سينه ميزنند اما وا عجبا كه به حريمت اهانت ميكنند و دربهارا ميشكنند و مردم عزادارا را ميزنند مرگ بر آنها كه به نام دين هر قباحتي كه ميخواهند انجام ميدهند.


نميدونم چرا دلم اينقدر گرفته  همش منتظر يه اتفاقم كه بيافته

* براي تو اي سبزترين :
تو صميميتر از آني كه دلم ميپنداشت
دل تو با همه ي آيينه ها نسبت داشت
تو همان ساده دل سبز نجيبي كه خدا
در ميان دل پاكت صدف آيينه كاشت


نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: دوشنبه 1388/10/07 ׀ موضوع: ׀

به خداوندگار زمين و آسمان ....
از گروهی از جانداران زمین به مالک زمین و آسمان "خدا" :

مهربان اگر از حال ما می پرسی ملالی نیست جز دوری شما اما اگر از احوالات اینجا میخواهی باید بگویم دنیا جای عجیبی است و عجيبتر از آن موجودات روي زمين هستند اينجا انسانها مدام شعار كمك و نوعدوستي ميدهند اما به محض گير آوردن فرصتي يكديگر را به قول خودشان كله ميكنند تا بتوانند جايش را بگيرند، به يكديگر دروغ ميگويند و براي هركار بد و قبيحي كه انجام ميدهند سرپوش اسلامي ميگذارند ، مسلمانيشان را تنها به نماز و روزه و ديگر اعمالي ميدانند كه حتي از عهده ي آن هم بر نمي آيند و اگر دروغ بگويند ، حق يكديگر را بخورند ، خيانت بكنند ، با نا محرم شوخي هاي ناجور بكنند و تنها اينور و آنور بروند ، پشت سر يكديگر صحبت كنند و قصد براندازي هم را داشته باشند اينها را گناه نميدانند اما اگر در ماه محرم و عزاداري بخندي يا لباست رنگش كمي روشن باشد جهنم را جلوي چشمانت مي آورند ، ميگويند رقصيدن و موسيقي گوش دادن گناه است اما براي دروغ و غيبت و رابطه با ناحرم از وسيله اي استفاده ميكنند به نام توجيه ، اينجا جاي جالبيست اگر احوالشان را بپرسي و بگويي چه خبر ناراحت ميشوند و ميگويند كه چرا آمار ميگيري .اينجا سرعت اطلاع رساني بسيار بالا مي باشد اگر به كسي اعتماد كني وحرفي بزني كه نخواهي كسي بداند در عرض چند دقيقه همه را مطلع ميكنند و به اين ميگويند تكنولوژي اين تكنولوژي چيز بسيار خوبيست به راحتي آدما از اينور دنيا با آنور دنيا صحبت ميكنند آمار يكديگر را ميدهند و براي اينكه كسي متوجه نشود با چه كسي صحبت ميكنند دروغ ميگويند ، اينجا زنان و دختران به خودشان اجازه ميدهند با مردان متاهل قرار بگذارند و بيرون بروند و حتي اين قضيه هم برعكس ميشود مردان متاهل به خودشان اجازه ميدهند با زنان و دختران ديگر بيرون بروند و به قولي صفا سيتي و انگار نميدانند كه تو آنها را نگاه ميكني و از كارهايشان آگاهي و انگار به ياد نمياورند آخرت را.

اينجا اگر بخواهي به پست و مقام برسي بايد چيزي داشته باشي كه اينها ميگويند پارتي اگر نباشد تو با مدرك ليسانس همان آبدارچي ميماني كه نمونه اش را ما داريم.

اينجا ميگويند پول خيلي خوب است و اگر بگذاري روي مرده زنده ميشود.

اينجا زنان و دختران براي اينكه توجه ديگران را بخواهند جلب كنند آرايش ميكنند و هرچه بخواهند ميزان جلب توجه بيشتر باشد پر رنگتر ميكنند و براي اينكه ديگر پدر طرف را در بياورند حرفهايشان را با لحن خاصي ميزنند كه اينها ميگويند عشوه و ناز و فكر ميكنند كه خيلي جالب هستند اما اصلا اينطور نيست.

زنان اينجا فكر ميكنند مردان عاقل از عشوه و آرايش و ناز خوششان مي آيد اما نميدانند كه تنها گروهي از مردان كه اسير هوس و شهوت هستند به اين چيزها توجه ميكنند. اينجا زنان قدر ارزشهاي خود را نميدانند و به ظاهر خود بيشتر از باطن و شعور خود اهميت ميدهند.

مردان اينجا باز خيلي بهتر از زنانشان هستند اما قدري در بچگي خودشان مانده اند كه من فكر ميكنم تمام مردها همينطورند.

اوضاع سياست هم اينجا خيلي خراب است كه بر ميگردد به همان كله كردن و اينها كه حوصله ي تشريحش را ندارم فقط همينقدر بدان كه مملكت دست يك عده مفتخور افتاده كه هر روز اوضاع را خرابتر ميكنند.

اينجا فرق دروغ و راست را نميتواني بفمي چون دروغگوها آنقدر خوب دروغ ميگويند كه به قول خودشان كف ميكني.

قربانت بشوم آن منجي اي كه قولش را داده بودي برايمان بفرست چون واقعا حال زمين خوب نيست.

تماس فرت


دلم گرفته بود مطلب بالارو نوشتم

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/10/02 ׀ موضوع: ׀

يلدا
ما چله نشين شب يلداي حسينيم

ماتم زدگان غم عظماي حسينيم

ما غرق عزاي پسر فاطمه هستيم

ما تا به سحر محو تماشاي حسينيم



امسال هم شب چله اي ديگر گذشت شب چله ي ما كوچك بود اما بعد از دو سال به وسعت 1 ساعت در منزل پدري در جمع اقوام شيريني گذشته را زنده كرد ، من ، همسر گرام ، عموي بزرگم و دختر عمو . زن عمو ، پدر و مادر عزيز ، مادر بزرگ و خاله و پدر بزرگم به رسم هر ساله ساعت 11 كه هميشه اختتام مراسم ما است تفالي زديم بر حافظ ، و چون امسال من بعد از دو سال دوباره در جمعشان حاضر ميشدم تفال را به من سپردند نيت كرديم حمد و سوره و قسم به شاخه نبات 3 صلوات و باز كرديم زيبا بود اما كمي غمناك :


یاری اندر کس نمی‌بینم، یاران را چه شد؟

دوستی کی آخر آمد، دوست‌داران را چه شد؟

آب حیوان تیره‌گون شد، خضر فرخ‌پی کجاست؟

خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی،

حق‌شناسان را چه حال افتاد، یاران را چه شد؟

لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سرآمد شهر یاران را چه شد؟

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند؛

کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد؟

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست

عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد؟

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت؟

کس ندارد ذوق مستی، می‌گساران را چه شد؟

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند؛ خموش!

از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد!؟

نویسنده: ققنوس ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/10/01 ׀ موضوع: ׀

© All Rights Reserved to khalvateman7.Blogfa.com / Theme by: iTheme